الینا عزیزمالینا عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
سینا عزیزمسینا عزیزم، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره
لیانا عزیزملیانا عزیزم، تا این لحظه: 2 سال و 4 ماه و 27 روز سن داره

الـیـنـا مـلکه شـهرعـشق

ایی سیه خدا بما داده

عکسسسسس

سلام دخمله شیطون بلا چند تا عکس جالب داری که برات میذارم عزیزم  دیروز (بعداز ظهر جمعه ) با خاله جون فرزانه رفتیم مجتمع گردشگری بابا قدرت خیلی جای جالب و قشنگی بود خیلی خوش گذشت    یه مکان سنتی بود که اون قبلا کاروانسرا بوده و حالا خیلی قشنگ و جالب درستش کردن و یه مکان تفریحی شده که یه چندتا مغازه و رستوران و.... به سبک سنتی داره  اینجا داخل فضای رستورانشه که باباجونی اومد کنار این گوزنه باهات عکس برداره و تو خیلی ازش ترسیدی    اینم فضای بیرونش بودکه خیلی از اون شترا خوشت اومده بود و همش نگاشون میکردی و نمی ذاشتی ازت عکس بگیریم   اوخخخخخخ عین نخود افتادی  اینم یکی از شیط...
20 خرداد 1391

یه خبر به دوستان

سلام سلام دوستان وبی یه خبر دارم براتون   یه فرشته کوچولو اومد تو جمع ما وبلاگیها  یه عمه مهربون واسه دختر عمه الیناجونیییی وب درست کرده وایییییییییییی  اون عمه مهربونه  حلما جونیییییییییه  آدرس ویشم اینه           jigaleame.niniweblog.com    الینایی دوست داره با دوستش دوست بشید شما دوست دارید با دوست او دوست بشید        این نی نی یارو           وای خدای من پسپونکه دخمله افتاده  یکی بهش بده         ...
19 خرداد 1391

روز پدر

سلام خانوم قشنگم  فردا 13 رجب تولد حضرت علی (ع ) و روز پدر نامگذاری شده این روز رو تمام فرزندان به پدراشون تبریک میگن و این روز رو با گرفتن هدیه ای جشن میگیرن ... هرچند اونا توقع هدیه ندارن و همینکه احترامشون نگه داشته بشه خوشحالو راضی هستن لازمه همینجا از پدرم و پدر همسرم که زحمات زیادی واسه ما فرزنداشون کشیدن تشکر و قدردانی کنم .                                      عزیزدلم بابایی امسال اولین سالیه که پدر شدنو حس کرده و با وجود تو عزیز شده پدر خیلی خیلی از وجودت خوشحاله و دوست داره و چون تو  الان 10 ماهه هستی نمی تونی ...
14 خرداد 1391

یه فرصت

سلام جیگر مامان  خوبی عزیزم امروز خیلی حالم خوبه خیلی میدونی چرا ؟؟ یادته تو یکی از پستهای قبلی عذاب وجدان داشتم و کلی باهات درددل کردم و از نمره پایینی که گرفته بودم ناراحت و شرمنده بودم وای نمی دونی چی شد استاد یه فرصت دیگه به بچه ها داد و گفت به دلیلی که اکثراً نمره کمی گرفتن به صورت شفاهی سوال میکنم و کسی که آمادگیشو داره داوطلبانه جوابشو توضیح بده و نمره شو بگیره منم که فوق العاده خوشحال شدم و از این فرصت خوب و سعی کردم هر طور شده آماده شم وای نمی دونی اولش همه استرس داشتن آخه کلاس هم ماشاا... 30  40 نفر و دیگه خودت حساب کن ... بلاخره استاد اومدو امتحان شفاهی به قول معروف شروع شد خدا رو شکر یه چند تا سوالی که کرد...
10 خرداد 1391

یه هم بازیه جدید

سلام خانوم خانوما  خوبی ملوسکم امروز می خوام برات بنویسم که دخترعمه جون حلما کم کم داره میشه هم بازیت حدود 20 روزی هست که اومده پیش شما فرشته کوچولو ها خیلی ناز و دوست داشتنیه وقتی دیدیش اومدی جلو و با تعجب نگاه میکردی وقتی گفتم نی نیه خندیدی و میخواستی یه بلایی سر بیچاره بیاری از اون آتیشا دیگه بهرحال امیدوارم در آینده دوتا دوست خوب برای هم بشید از لحاظ سنی با هم حدوداً نه ماه فاصله دارید خیلی خوبه سمت باباجونت اصلا تنها نیستی دختر عمو نرگس و آناهیتا و دخترعمه جون فاطمه و جدیداً حلما که میشید پنج تا خانوم گل در آینده ای نزدیک برای همشون آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم و برای تو عزیزم   چندتا عکس از حلما جون گرفتم که میزارم ب...
5 خرداد 1391

روزمره گی یه دخمل ناز که نه ماهه شم تموم شد...

تمرین برای اینکه دخمل ناز خودش بخوابه     به نظرتون این فرد شبیه یه شخص خواب آلوده ؟؟؟         باور کنید خیلی خوابش میومد همین که خرگوششو گذاشتم کنارش اینگاری تازه از خواب بیدارشده ..... بریم بقیه رو در ادامه مطلب ببینیم        تمرین برای اینکه دخمل ناز خودش بخوابه     به نظرتون این فرد شبیه یه شخص خواب آلوده ؟؟؟          باور کنید خیلی خوابش میومد همین که خرگوششو گذاشتم کنارش اینگاری تازه از خواب بیدارشده ..... چه خواب نازی داره       ...
28 ارديبهشت 1391

عذاب وجدان

سلام دختر قشنگم سلام عزیزدلم امروز مامانی خیلی ناراحته امروز مامانی خیلی بی حوصله است وقتی تو چشای معصومت نگاه میکنم دلم میلرزه .. دلم میلرزه از اینکه احساس می کنم در حقت کوتاهی کردم مامانی رو ببخش هر چند اونقدر معصوم هستی که این کوتاهی مادرت رو شاید حس نکنی ولی من خودم رو نمی بخشم مامانی داره درس می خونه و این درس خوندشو قبل از اینکه تو عزیز مهمون این خونه شی شروع کرد بخاطر اینکه خیلی حوصلم سر میرفت و دوست داشتم مشغول شم که با مشورت باباجون تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم خیلی خوب و راضی هم هستم اما از اومدن تو تا حالا مامانی یه خورده کمتر می ره سراغ درس نه اینکه بگم  تو باعثش هستی نه این دل منه که میخواد با تو عزیز دوست داشتنی بیشتر با...
27 ارديبهشت 1391