الـیـنـا مـلکه شـهرعـشق

♥روزانه هایی به طعم عسل♥

روزهای شیرین بهاری 4

1393/3/5 15:48
458 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به دختر عزیزم و دوستای گلمون

دختر عزیزم دیگه داره مثل بلبل صحبت میکنه بعضی اوقات چنان شیرین و خوردنی میشه که نگو و بعضی اوقات هم حرصصصصص در میاره بدجور مثل طوطی شده هر چی بشنوه میگه و تکرار میکنه موندم چیکار کنم میبرمت بیرون یا خونه کسی اگه چیزی رو که نباید بشنوی رو بشنوی کارم دراومده است تا بخوام از زهنت ببرم بیرون یام همینطور حرکتی چیزی رو اگه ببینی دیگه یه طورایی با خودم میگم اوه اوه بیچاره شدم رفت و کارم دراومده تا بخوام که جزء رفتارت نباشه خلاصه که فکرم بدجور مشغوله که این دوران حساس رشدت چطور میگذره راستش نگرانم ولی وقتی فکر میکنم با خودم میگم هر چی حساس بشی بدتر مبشه و به چیزای خوب سعی کن فکر کنی خلاصه که رفتم تو فکر خرید یه تعداد کتاب آموزشی واست تا چیزهای بهتری یاد بگیری و ازچیزهای که میشه گفت خوب نیست دورتر شی

این همون کتاباییه که خیلی بهشون علاقه داری به سبک شعره و خیلی استقبال کردی و هرکد.ومشو در عرض دو تا سه روز کامل حفظ شدی 

 

 

 

 یه طورایی واسه خودمونم سبکش خیلی شیرینه

میشینی ورق میزنی و میخونیشون از روی شکلها حفظ شدی شعرای هر صفحه رو بوس

یه روز رفتیم پیش یکی از دوستای گلم مژگان جون که یه کوچولوی ناز داره به اسم مارال یه طورایی یه دیدار وبلاگی هم میشه گفت بود آخه مارال جونم وبلاگ هم داره بوس

کلی شیطنت کرد دخمل شیطونمون و مارال جونو اذیت تا اینکه بالاخره دختر خوبی شدو نشست خیلی قشنگ با مارال جون بازی کرد و منو رو سفید خجالت

 

داشتم به علاقه همیشگیم میرسیدم (لاک زدن) تا اینکه دخملی اومد و نزاشت کارمو بکنم و لاکو ازم گرفت که بده خودم میخوام بزنم هر چی گفتم شما نمی تونی بده خودم واست میزنم نه که نه خسته

اصرار که روی کتاب داستانش باید بزنه ... اینم جزیی از کارایی که حرص میده عصبانیباید نظاره گرش باشم 

الینا خانوم بعد از حمام و ملاقات با کتاب دوست داشتنیش

 

موهای فر دخترمو سشوار کردم تا بلندی موهای نازشو حداقل برای دقایقی ببینم و کیفشو ببرم محبت

جمعه با دایی جونو سهیلا جون رفتیم اخلمد خیلی طبیعت دلنشینی داره که واقعا میشه گفت جزء طبیعتهای نابه بین کوه های سر به فلک کشیده درختان سرسبز و بلند قامت و رودخونه ای که از آبشارهای متعددو خروشانش جاری بود 

دلتون سبز و لبتون خندون محبت

پسندها (6)
نظرات (16) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
اعظم
5 خرداد 93 19:38
سلام عزیزم خوب به موقع داری از همه سبزی ها و آب و هوای تازه استفاده میکنی ما هم سال قبل رفتیم خیلی خوش گذشت و من و رضا هم کلی عکس داریم تو این آبها راستی تا آبشار چندم رفتین شما ؟
مامان الینا جونی
پاسخ
سلام اعظم جون آره تا بهاره و هوای پاک و خنک باید استفاده کرد دیگه ما هم داریم نهایت استفاده رو میبریم خدارو شکر آره خیلی جالب فضاش واسه عکاسی ماهم خیلی گرفتیم راستش داداشم نیومد حال زیاد پیاده روی رو نداشت و دیده بود از قبل همه رو دیگه الینا رو پیشش گذاشتیم رفتیم فکر میکنم تادوم بیشتر نرفتیم دیرمیشد شما تا چندیمش رفتین ؟
اعظم
5 خرداد 93 19:39
چه موهای الینا با نمک شده انگار موهاش رنگ کرده است
مامان الینا جونی
پاسخ
ای بابا ماهم داستانی داریم با این موهای دخملیییی
اعظم
5 خرداد 93 19:40
ایده های همراه شعر همیشه جذابتر هستن موفق باشی در راه علم
مامان الینا جونی
پاسخ
آره خیلی ممنون عزیزم
عشق مشکی یواش
6 خرداد 93 7:00
سلام پس الینا خانم داره بزرگ میشه الاهی قربونش برم میگما حالا که اینقدر خوب یاد میگیره چرا خودتون داخل خونه براش کلاس نیزارید دوست خودم برای بچه اش داخل خونه کلاس نقاشی گزاشته هر روز میشینه و به دختر نازش نقاشی یاد میده تازه میگه یکمی که بزرگتر شد میخوام قرآن و حروف الفبا هم بهش یاد بدم اگه براش کلاس بزارید استعداداش بیشتر رشد میکنند با آرزوی روزهای خوش برای خانوادهی الینا خانم گل
مامان الینا جونی
پاسخ
سلام آره حسابی هم داره بزرگ میشه تو فکرش هستم و تصمیم دارم سه ساله که شد شروع کنم یه سری برنامه ها تو فکرمه که به وقتش شروع میکنم ممنون خانومی از راهنماییت
✿✿✿ الهه مامان روشا جون✿✿✿
7 خرداد 93 13:57
سلام فاطمه جون.خوبی عزیزم؟ ممنون بابت معرفی کتابها. ماجرای لاک شد مثل مرکز خرید روشا کهپیرمون میکنن اینا آخر ای جان موهاشو.مال روشام فره میپره هوا.البته الان که تا شونه هاش کوتاه کردم ولی اون موقع هم که خیلی بلند بود فر میخورد میرفت هوا ذوقم این بود وقتی از حموم میارمش بیرون زودی ازش عکس بگیرم چه جای باصفاییهمیشه به تفریحراستی دخملی کووووووووووو؟
مامان الینا جونی
پاسخ
سلام عزیزم ممنون گلم خوبیم خداروشکر خواهش میکنم گلم آره واقعا این که چیزی نیست یک گوشه اش بود بابا کلی جدیدا باکاراش داره میره رو اعصاب بدجور فقط همش از خدا میخوام کمکم کنه به درجه ای نرسم که .... بتونم تو اون شرایط بهترین راه رو انتخاب کنم واقعا که سخته بابا ماشاا... موهای روشا جون که بلنده الینا همش همینه که دارم کم کم امیدوار میشم آره خیلی محشره دخملی پیش دایی جونش گذاشتیمو فلنگو بستیم آخه خیلی پیاده روی داشت نمیشد
مامان گیسو جون
7 خرداد 93 21:05
سلام عزیز دلم خوبی؟ آخ من قربون اون شیرین زبونیاتتتتتتتتتتت عزیزم به نظر من بی خیال باش حتی یک بار هم نگو که نگه خودش یادش می ره خداییش ما مامان ها چقدرررررررررررر ذهنمون درگیره می بینی
مامان الینا جونی
پاسخ
سلام مونا جون ممنون گلم خوبیم خدارو شکر خوشحالم اومدید نگران شده بودم خدانکنه عزیزم شیرین زبون گفتی و رفتیییی آخه گلم چطوری بی خیال باشم تو این مدت همش سعی میکنم هیچی نگم تا بقولت حساس نشه و فرتموش کنه ولی دیگه بزرگ شده و باید فرق خوب و بد رو بدونه باید بدونه کدوم کارش درسته کدوم غلط ... میفمه بهش توضیح هم میدم ولی باز تکرارررر منم
مامان گیسو جون
7 خرداد 93 21:08
به به چه کتاب های خوبی ممنون دوستم منم خودم کارهای ناصر کشاورز رو دوست دارم خیلی روونه
مامان الینا جونی
پاسخ
خواهش میکنم گلم آره خیلی عالی و روونه منم حفظ شدم فکر کن
مامان گیسو جون
7 خرداد 93 21:10
خخخخخخخخخخ ای جان لاک زدنش رو ببین عزیزمممممممممممم عافیت باشه خانم طلا عزیز من قربون اون ژست هات بازم رفتین ددرررررررررررررررررر پس من چی ؟ الهی همیشه شاد و سلامت ببینمتون بوسسسسسسسسسسسسس
مامان الینا جونی
پاسخ
آره میبنی خدا میدونه چقدر حرص خوردم کل دستاشو لاکی کرد ممنون خاله جونیییییی آره عزیزم جاتون خالیییی بود خیلی خوش گذشت همینطور شما گلممم
مامان گیسو جون
7 خرداد 93 21:10
چه آبشار های قشنگیییییییییییییییییی خیلی عکس ها قشنگ بود ممنون
مامان الینا جونی
پاسخ
آره خیلی عالی بودن فقط حیف ما دو تا شو بیشتر نشد بریم وقت نداشتیم لطف داری گلممم ممنون از نگاه قشنگت
عشق مشکی یواش
8 خرداد 93 6:31
سلام قابل نداشت به من میگن زری راهنما به امید آن روز که الینا هم مثل مامان مهربونش تبدیل بشه به یک خانم خوب باشخصیت ( داشت یادم میرفت و خوشگل) نه جدا از شخوخی امیدوارم النا جو زیر سایه پدر مادرش بزرگ بشه مثل ما نشه
مامان الینا جونی
پاسخ
سلام جدیییی انشاا... نظر لطفتونه انشاا... همه فرشته ها زیر سایه پدر مادربه موفقیت برسن مثل ما نشه واسه چییییی