الـیـنـا مـلکه شـهرعـشق
الـیـنـا مـلکه شـهرعـشق
♥روزانه هایی به طعم عسل♥

                 وان یکادالذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لماسمعوالذکر ویقولون انه لمجنون وما هو الاذکر للعالمین    

                                                                                                                                                                                                

                  



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:03 | شنبه 19 مهر 1393 توسط مامان الینا جونی

سلاممم به دوستان گل و جوجه ناز خودمممممممم

جوجه ناز که میگم از اون جهته که وقتی میای تو بغلم چنان ناز میکنی که دلم واست غش میره و جیک جیک کردناتم که به اوجش رسیده چنان دیگه داری صحبت میکنی که بعضی از کلماتشم نا مفهوم ولی بااعتماد به نفس کامل میخوای تند تند مثل ما صحبت کنی در کل خیلی شیرینی و دلنشین عزیزکمممممممممم

جوجه نازم خودش یه جوجه داره که حس مادری رو بدجور داره روش اجرا میکنه فرشته



ادامه مطلب...
موضوع : خاطرات یه دخمل ناز

نوشته شده در تاريخ 17:19 | دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی

سلام به نازنینم سلام به فرشته معصومم که 33 ماهه شده 

33 ماه با هم بودنمون مبارک 

3 ماه دیگه 

3 سالت تموم میشه 

و فرشته نازم خانوم تر و عاقل تر از قبل میشه 

عزیزم بدون که خیلی دوست داریم و عاشقتیم بوس بغل

                                     



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 21:08 | پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی

بابای عزیزم 

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی... .

همسر عزیزم 

با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست و بی‏تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.
تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند. با تو، نفس‏های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی‏دهند.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏آیند.
بی‏تو، بن‏بستی می‏شوم در هزار توی رنج‏های خویش.
بی‏تو، شکوه جهان، ویرانه‏ای است مسکوت و بی‏هیاهو.
می‏ستایمت که رونق کوچه‏ های سردسیر وجودم هستی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را.

زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش همه در کنار تو برایمان معنی پیدا کرده است.

امیدوارم سایه مهر و محبت تو پیوسته بر سرم باشد و همیشه در پناه خداوند منان در کنار هم باشیم.

همسر عزیزم از وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد،اندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است.

روزت مبارک.

 

 

 



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 14:31 | سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی

سلام به دوستای گلمون و دختر نازنینم 

روزهای شیرین بهاریمون همچنان میان و میرن و ما تا حالا رو میتونم به جرات بگم به خوبی استفاده کردیم خداروشکر خیلی عالی بود و تا تونستیم نهایت استفاده رو کردیم 

19 اردیبهشت هم اومد و رفت و مامانی یک سال بزرگتر شد امیدوارم و از خدا میخوام که یکسال ازت دور نشده باشم آخه بعضی از مامانا همین که سنشون به مرور میره بالا فاصله شون با بچه ها شون بیشتر بیشتر میشه 

و جای محبت و درک با توقع و ... عوض میشه (البته میگمابعضیاشون اکثرا همونین که بایدباشن)

ومن میخوام تا آخر همونی باشم که تو از یک مادر انتظار داری همیشه بهت نزدیک و نزدیک تر بشم (ارتباط دل و قلب) و حرفای دلت رو فقط فقط برای  خودم بیاری منم تمام سعیمو میکنم که رابطمون فراتر از مادر و دختری باشه و مثل دوتادوست باشیم باهم گلممممممم 

آمین محبت

شب تولدم بابا جون ازم پیشنهاد یه جایی واسه شام رو خواست منم جایی رو که دوران مجردی و نامزدی خاطرات شیرینی ازش داشتم رو پیشنهاد دادم 

تو مسیر خیلی عالی بود خوش گذشت بابایی آهنگای مورد علاقه اش رو گذاشته بود و  لب خونی میکرد کلی خنده دار بود میگفت امشب شب توا این آهنگارو من واست میخونم  خندهخجالت

وای همین که رسیدیم (پیتزا پونک)بر خلاف تصورم خیلی شلوغ و هر کی هرکی شده بود اصلا خوشم نیومد و زیاد خوش نگذشت الینا هم تا تونست حرص داد خسته

وقتی نوشابه میبینه از خود بیخود میشه بچه خواب آلود

          



ادامه مطلب...
موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 1:06 | سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ