مناسبتها
الـیـنـا مـلکه شـهرعـشق
♥روزانه هایی به طعم عسل♥

                 وان یکادالذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لماسمعوالذکر ویقولون انه لمجنون وما هو الاذکر للعالمین    

                                                                                                                                                                                                

                  



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:03 | شنبه 19 مهر 1393 توسط مامان الینا جونی

سلاممم سلامی گرم به دختر گلممممم و دوستای مهربونمون 

تابستونه گرمم از راه رسیده و حسابی داره تو این روزها خودنمایی میکنه واییییییییییی که چقدر گرمه هوا و منم چقدر بیحال خواب آلود همین که میری بیرون یه جایی بازاری چه میدونم گشتنی اینقده میسوزی و خیس میشی که از هر چی بیرون رفته بدت میاد و ترجیح میدی تو خونه باشی و از باد کولر بی نصیب نمیونی حتی برای دقایقی.. منم که بدجور گرمایی شدم نمی دونم نه تحمل هوای خیلی سرد رو دارم نه گرم کلا تو یک کلام عصبی و کلافه  میشم خسته

بگذریم محبت 4/4 محبتبه یادموندنی ترین روز زندگی من و بابایی هم رسید  و وارد نهمین سال ازدواجمون شدیم وای خدای من چقدر زود گذشت 8 ساله که من بابایی با هم ازدواج کردیم و  روز عقدمون رو هر وقت یادم میاد یه حس عجیبی بهم دست میده روز استرس روزی که هم خوشحالی از اینکه میخوای اونی که دلت و عقلت گفته آره رو  برای ادامه زندگی مهر تایید بزنی و هم استرس که آیا درست بوده یا نه واقعا روزی مملو از احساسات خاصیه امیدوارم تو هم تجربه کنی دختر قشنگم روزی رو که انشاا... برات پیش میاد روزی که بزرگترین روز زندگیت میشه و امیدوارم بهترین کس رو انتخاب کنی و خــــــوشبخـــــتی رو با تمام وجودت حـــــــــــس کنی 

خدارو هزاران مرتبه شکر که منم به این حس رسیدم نمی گم هیچ مشکل و موردی بینمون نبوده و پیش نیومده نه ولی همیشه از خدا خواستم مشکلات به شیرینی زندگیمون غلبه نکنه و این شیرینی و همدلی مون باشه که غالب بر همه چیز باشه و اینکه هرچه بگذره و به تعداد سالهای زندگیمون اضافه میشه به تجربیات شیرین و درستی برای ادامه اش برسیم امیدوارم بازهم خدا یاریمون کنه متنظر

یه خاطره به یادموندنی هم از سالگرد ازدواجمون پیش اومد که گفتنش خالی از لطف نیست 

اونم چه لطفی که برمی گرده به تیم ملی فوتبالمون خنده

بله 4/4 بازی حساس ایران و بوسنی بود و با اون بازی دلچسبی که با آرژانتین داشتن بدون برو برگرد گفتیم برده ایران خلاصه که همون روزش من چیزی نگفتم ببینم بابایی چیزی میگه یا نه جشن دیدم نه بابا جای امیدواری هست و بابایی تبریک رو گفت و منم خندونک اینشکلی شدم بعدش منم با اطمینان کامل گفتم شب که بازی رو بردیم میریم بیرون هم شادی میکنیم و میریم سمت طرقبه و خوش گذرونی چشمک

تا اینکه بازی فوتبالمون چیزی رو پیش آورد که فکر میکنم کل مردم ایران رو شکه کرد منم که با اون برنامه ریزیم درست اینشکلی شده بودم تعجب کچل خلاصه ساعت 11/30 که بازی تموم شد منو بابایی دپرس شده بودیم حسابی و دیگه حوصله چیزی رو اصلا نداشتم و خوابیدن رو به هر چیزی ترجیح دادم خواب آلود

خدارو شکر یه کاری داشتیم رفتیم بیرون ساعتای 6  یه جا بستنی های معروفی داره علی الحساب خوردیم تا شب بعد از فوتبال بریم و بقیه که ... وگرنه بدجور دلم می سوخت که سالگرد ازدواجمون بی هیج گذشت ...

اینم از خاطره جالب سالگرد امسالمون در تیر ماه گرممممچشمک ولی خودمونیم عجب ماهی هم ازدواج کردیما خجالت گرمترین ماه سال ...

به امید روزهای شیرین و گرم پیش رو محبت

 

 

                      

 



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 13:48 | شنبه 7 تير 1393 توسط مامان الینا جونی

سلام به نازنینم سلام به فرشته معصومم که 33 ماهه شده 

33 ماه با هم بودنمون مبارک 

3 ماه دیگه 

3 سالت تموم میشه 

و فرشته نازم خانوم تر و عاقل تر از قبل میشه 

عزیزم بدون که خیلی دوست داریم و عاشقتیم بوس بغل

                                     



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 21:08 | پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی

بابای عزیزم 

پشتم به تو گرم است. نمی‏دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می‏چرخید، صدایت نزنم!
راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می‏زنم؛ بابا!
آن‏قدر با دست‏هایت انس گرفته‏ام که گاهی دلم لک می‏زند، دستانم را بگیری.
هر بار دستانم را می‏گیری، خیالم راحت می‏شود؛ می‏دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی‏شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی‏کنی... .

همسر عزیزم 

با تو، باران بهاری‏ام را پایانی نیست و بی‏تو، پرنده‏ای آشیان گم‏کرده در جاده‏های پاییزم.
تو که هستی، پنجره، با بال‏هایی گشوده از آفتاب، باغچه را مرور می‏کند. با تو، نفس‏های مادرانه، تیررس اضطراب و تشویش را مجال نمی‏دهند.
آجر به آجر، ساخته می‏شوم؛ وقتی پناه دست‏های امنت، موسیقی مهربان عشق را به ترنم می‏آیند.
بی‏تو، بن‏بستی می‏شوم در هزار توی رنج‏های خویش.
بی‏تو، شکوه جهان، ویرانه‏ای است مسکوت و بی‏هیاهو.
می‏ستایمت که رونق کوچه‏ های سردسیر وجودم هستی؛ آن‏چنان که آفتاب، رگ‏های سپید قطب را.

زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش همه در کنار تو برایمان معنی پیدا کرده است.

امیدوارم سایه مهر و محبت تو پیوسته بر سرم باشد و همیشه در پناه خداوند منان در کنار هم باشیم.

همسر عزیزم از وقتی خانه عشقت پناهگاه خستگی ام شد،اندیشیدم که الهه عشق بهترین را نصیب من کرده است.

روزت مبارک.

 

 

 



موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 14:31 | سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی

سلام به دوستای گلمون و دختر نازنینم 

روزهای شیرین بهاریمون همچنان میان و میرن و ما تا حالا رو میتونم به جرات بگم به خوبی استفاده کردیم خداروشکر خیلی عالی بود و تا تونستیم نهایت استفاده رو کردیم 

19 اردیبهشت هم اومد و رفت و مامانی یک سال بزرگتر شد امیدوارم و از خدا میخوام که یکسال ازت دور نشده باشم آخه بعضی از مامانا همین که سنشون به مرور میره بالا فاصله شون با بچه ها شون بیشتر بیشتر میشه 

و جای محبت و درک با توقع و ... عوض میشه (البته میگمابعضیاشون اکثرا همونین که بایدباشن)

ومن میخوام تا آخر همونی باشم که تو از یک مادر انتظار داری همیشه بهت نزدیک و نزدیک تر بشم (ارتباط دل و قلب) و حرفای دلت رو فقط فقط برای  خودم بیاری منم تمام سعیمو میکنم که رابطمون فراتر از مادر و دختری باشه و مثل دوتادوست باشیم باهم گلممممممم 

آمین محبت

شب تولدم بابا جون ازم پیشنهاد یه جایی واسه شام رو خواست منم جایی رو که دوران مجردی و نامزدی خاطرات شیرینی ازش داشتم رو پیشنهاد دادم 

تو مسیر خیلی عالی بود خوش گذشت بابایی آهنگای مورد علاقه اش رو گذاشته بود و  لب خونی میکرد کلی خنده دار بود میگفت امشب شب توا این آهنگارو من واست میخونم  خندهخجالت

وای همین که رسیدیم (پیتزا پونک)بر خلاف تصورم خیلی شلوغ و هر کی هرکی شده بود اصلا خوشم نیومد و زیاد خوش نگذشت الینا هم تا تونست حرص داد خسته

وقتی نوشابه میبینه از خود بیخود میشه بچه خواب آلود

          



ادامه مطلب...
موضوع : مناسبتها

نوشته شده در تاريخ 1:06 | سه شنبه 23 ارديبهشت 1393 توسط مامان الینا جونی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ